علاء الدوله سمنانى
62
مصنفات فارسى ( فارسى )
خود حج اسلام گزارده باشد ، از آنكه اگر جهت خود حج نگزارده باشد هر حجى كه به نيابت گزارد جهت منوب محسوب نباشد و از حج اسلام كه بر وى واجب بود افتد و مال منوب در ذمهء او واجب شود ادا بايد كرد . 173 - و اگر بر نايب حج قضا يا نذر واجب باشد هم به نيابت از وى حج درست نيايد ، از آن سبب كه آن حج جهت قضا و نذر او محسوب افتد بر منوب حج واجب باشد . و اگر نيز نيت نيابت كرده باشد مفيد نباشد و از منوب حج اسلام ساقط شود . 174 - و اگر فرزند صلبى او قبول كند كه به رايگان جهت پدر ، حج مىگزارم ، پدر را قبول بايد كردن ، و اگر گويد كه مال بدهم تا تو نايبى [ را ] اجرت گيرى ، قبول كردن هم واجب نبود از آنكه خود را در زير بار منت خلف كردن ، پسنديدهء حق نيست . 175 - اما چون استطاعت حاصل شد ، بايد كه در اداى حج تعجيل كند كه اگر بىعذرى تأخير كند و استطاعت نماند ، حج اسلام بر گردنش بماند و ناماندن استطاعت عذر نشود . و اگر حج نگزارد ، عاصى باشد نعوذ بالله تعالى . 176 - و اگر بعد از وفات او از تركهء او به نيابت او حج گزارند روا باشد اگر چه وصيت نكرده باشد از آن سبب كه آن هم چون وامهاى ديگر است بر گردن او ، بلكه حق الحق اولى و احق عند ذوى الالباب . 177 - و بداند كه هر مسلمانى عاقل بالغ آزاد ، كه در ميقات حج گزارد ، درست باشد . و وقت حج شوال و ذوالقعده و نه روز ذوالحجه است كه اگر پيش از اين وقت نيت كند جهت حج ، درست نباشد و از احرامى كه بسته باشد به نيت عمره محسوب باشد . و اگر در شوال و ذوالقعده و نه روز ذوالحجه تا صبح صادق ، عند طلوع كردن ، نيت كند جهت حج درست باشد اما چون صبح صادق دميد وقت حج فوت شود و هر كس كه آنجا رسيد خواه غنى ، خواه فقير ، حج بر وى واجب شود و قضا لازم گردد . 178 - و ديگر حج كودك مميز به نزديك امام شافعى - رحمة الله عليه -